خرید بک لینک

دربارهی رمان «چرک»

نوشتهی فلامک جنیدی – نشر چشمه

زخم داریم تا زخم. زخمی که با گذشت زمان، رویه میبندد و جایش نهایت یک اِسکارِ بد شکل میشود که هرازگاهی تماشایش درد را به یاد میآورد... و زخمی که رویه نمیبندد هیچ، سمج و بدقلق هم است، هی نم برمیدارد و تازه میشود و تازهتر انگار. آنقدر که کارش میکشد به عفونت و چرک و التهاب. التهاب، بیقراری میآورد. عفونت، هذیانزا است. چرک، درد دارد. با بیقراری و هذیان و درد اگر هم بشود کاری کرد، با چرکی که ذره ذره و موزیانه راه گرفته و میریزد تویِ خون، چه کاری میشود کرد؟ راهی نیست، جز نیشتری که بزند به دلِ زخم و خلاص کند. رمانِ چرک، دربارهی چنین وضعیتی است. دربارهی مَرگاخشکی یا جُمودِی که خون را در عروق منجمد کرده و همهچیز را در نقطهی صفر وادار به توقف.

برچسب: پل معلق مشگین شهر,پل معلق,پل معلق اردبیل,پل معلق خلخال,پل معلق اهواز,پل معلق مشگین,پل معلق مشكين شهر,پل معلق شهرستان مشگین شهر,پل معلق هشجین,پل معلق آمل, نویسنده: محمد رنجبر تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:03

صفحه بندی