خرید بک لینک

کلمهها قویترند یا تصاویر؟ این سوالِ بیجوابی است که همیشه ذهنم را درگیر خود میکند. شاید برای همین وارد بازیهایی میشوم که عکس و متن، مواد اصلی آنها هستند. چند سال پیش در پروژهای که به همت مهرداد اسکویی اجرا شد، قرار شد برای تصویری از فیلیپ راث، متنی بنویسم. تجربهی لذتبخش و در عین حال جالبی بود. خیلی طول نکشید که متوجه شدم برای نوشتن یک متن پانصدکلمهای، روزها و شبها ذهنم درگیرِ عکسِ چهرهی جوان و نجیبِ راث شده است. چه بر سر من آمده بود، نمیدانم؟ حتی نمیدانم برای دوستان ِ نویسندهی دیگری که همزمان با من در پروژه همکاری میکردند هم همین فرایند اتفاق افتاد یا نه! سال گذشته، یکی از دوستان عکاسم به من پیشنهاد داد که همان کار را به شکلی گستردهتر برای عکسهای او انجام بدهیم. یک کارِ متفاوت با نمونههای مشابهی که وجود دارد، برای تلفیق عکس و داستانِ کوتاه. ماههای زیادی است که همچنان درگیر پروژهی تازه هستیم و باز من هستم و سوالِ بیجوابی که ذهنم را میخورد: کلمهها یا تصاویر؟ شگفتا که چند هفته پیش، دوباره دعوت شدم به پروژهی تازهی مهرداد اسکویی: موزیسینها... حالا دیگر شک ندارم، او هم مانند من درگیریِ ناتمامی با این سوال دارد. و این باز برای من با اشتراوس اتفاق افتاد... یوهان اشتراوس که همیشه تحسیناش میکنم. ردِ پاهایِ جادوییاش در رمان سیب ترش هست. یکی از روزهایی که با او قهوه مینوشیدم و به تصویرش خیره شده بودم، در حالیکه ملودیِ دانوب آبی در فضا پیچ و تاب میخورد، به یادِ فیلم بینظیرِ فرد شپیسی، کلمات و تصاویر افتادم و پیش خودم فکر کردم، بله، این سوالِ بیجوابِ جذابی است و بهتر است بگذاریم همینطور بیجواب و اسرارآمیز باقی بماند.

برچسب: نویسنده: محمد رنجبر تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:03

صفحه بندی