
تاریخ ادبیات را خروجیِ مهمانی های خصوصی و دورهمی های حقیقی و مجازی نمی سازد. هیچ تاریخ یا جریانی این چنین روایت نمی شود. مثل تفاوت خون درون رگ ها و خلطِ تهِ گلو می ماند این توهمِ زرد......
ادامه مطلب
سال 1941 جنگندهی ژاپنی با حمله به پایگاهِ دریاییِ پرل هاربر، پنج ناوِ ارتش امریکا را نابود میکند و حادثهی پرل هاربر در تاریخِ جنگِ جهانیِ دوم رقم میزند. حادثهای که عواقبِ آن برای ژاپنیهایی که مقیم کشور امریکا بودند، گران تمام شد.رمانِ امپراطورِ هراس، نوشتهی جولی اتسوکا، با نگاهی انسانی و عمیق، به همین موضوع میپردازد: آدمهایی که نقشی در این نبرد نداشتند، اما ناگزیر میبایست تاوانِ آن را بپردازند. در واقع میتوان گفت رمان اتسوکا یک ضدِ جنگِ شاعرانه است. حکومتها با یکدیگر میجنگند و بر سرِ منافعِ خود دندانهای تیز و براقشان را به ی...
ادامه مطلب
رمان تازهام منتشر شد. خیلی زودتر از آنکه انتظارش را داشتم. گاهی وقتها اتفاقها بر اساسی که ما پیشبینی میکنیم پیش نمی روند ولی خوب که فکر میکنی، میبینی آنچه پیش آمده از هر چیزی بهتر است. این رمان را در شرایط خیلی خاص و ویژهای نوشتم. بارها از خودم و از نوشتن بیزار شدم و دلم خواست همهی زندگیم منتهی به یک دکمه یا کلید میشد تا من با فشار انگشت جهان را متوقف میکردم. برای انتخاب ناشر هم زیاد اذیت شدم. دلم میخواست این کارم هم مثل بقیه چشمه در بیاورد که ظاهرا اولویتهایش قبل از من، بیشمار است. پس باید فکر میکردم و بیگدار به آب نمیزدم...
ادامه مطلب