
دربارهی رمان «چرک» نوشتهی فلامک جنیدی – نشر چشمه زخم داریم تا زخم. زخمی که با گذشت زمان، رویه میبندد و جایش نهایت یک اِسکارِ بد شکل میشود که هرازگاهی تماشایش درد را به یاد میآورد... و زخمی که رویه نمیبندد هیچ، سمج و بدقلق هم است، هی نم برمیدارد و تازه میشود و تازهتر انگار. آنقدر که کارش میکشد به عفونت و چرک و التهاب. التهاب، بیقراری میآورد. عفونت، هذیانزا است. چرک، درد دارد. با بیقراری و هذیان و درد اگر هم بشود کاری کرد، با چرکی که ذره ذره و موزیانه راه گرفته و میریزد تویِ خون، چه کاری میشود کرد؟ راهی نیست، جز نیشتری که بزند به...
ادامه مطلب